تبلیغات
داســتان زنـــدگی

داســتان زنـــدگی
* مـــن؛ در در لباس یک روانـشــــناس * 

   نگاهم می کنی و می گذری

   بی آنکه بدانی در دلم چه می گذرد

   نگاهت می کنم و در دل آهسته می گریم

   با آنکه خوب می دانم که تو اسیر دیگری هستی

   اما چگونه بگویم

   که منم مجنون تو

   در دل نامت را فریاد می زنم

   آنچنان که بند بند تنم می لرزد

   چه شبهایی که به امید دیدنت در عالم رویا رها می شوم

   و تو می آیی و عاشقانه مرا در آغوش می کشی

   هزاران بار می گو یم که دوستت دارم

   و تو دستانم را عاشقانه می فشری

   و آنگاه

   بی واهمه، در چمنزاری سبز و بی انتها می دویم

   تا به دشت مهربانی خدا می رسیم 

   اما افسوس

   که با آمدن سحر

   باز تو دستانم را رها می کنی و به سوی او می روی

 


[ سه شنبه 3 آبان 1390 ] [ 09:20 ] [ روانشناس دیوانه ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ


ماه بالای سر تنهاییست
__________________
درد من حصار برکه نیست، زیستن با ماهیانیست که حتی فکر دریا هم به ذهنشان خطور نکرده است.
__________________
دنیا کوچیک تر از اونه که بخواد بر جسم و روح من حکومت کنه. این منم که با اراده و افکارم بر زندگی و دنیام حکومت می کنم و پله های زندگیمو دونه دونه طی می کنم تا به اوج خودم برسم.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
من روانشناس شدم.

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب